او در سال 1353 شركت فعالي در لشكركشي كاردينال گيل آلوارز دو آلبُرنُث براي سركوبي شورشيان ايالات پاپي داشت و شخصاً باعث فتح فاينزا شد.
تنها دو كتاب او در دست است: دوازده مسئله درباب كتابالنفس و شرح مقالهٴ اول
كتاب عبارات (حدود 1345 ـ 1348). اينها در شمار معروفترين آثار مكتب اوگوستيني بهشمار ميروند. دربارهٴ آن مكتب يادداشت مربوط به توماس استراسبورگي را ببينيد.
3. فرانسه
هروه نِـدِلِـك
هروه نِـدِلِـك ناتالي1؛ ناتالي مانند همان نوئل (Noel) در فرانسه است و نِدِلِـك در بريتاني2 (يا آرموريكي، از زبانهاي سلتي كه با ويلزي و كورنوالي رابطهٴ نزديكي دارد).
هروه از دومينيكيان فرانسوي (اهل بريتاني) و از رهبران فلسفهٴ تومايي بود (متوفا 1323).
محل و تاريخ تولدش معلوم نيست. دليلي در دست نيست كه او در نِدِلِـك (در اسقفنشين ترگيه) به دنيا آمده باشد؛ اين فرضيه ناشي از نام اوست. او به دومينيكيان پيوست (در مارله؟)، ولي بهنظر ميرسد در ابتدا راهب نبوده است.
در سال 1303 در شوراي دومينيكيان در پاريس شركت كرد؛ در آن زمان مشغول تدريس
كتاب عبارات بود؛ در سال 1307 ليسانس الاهيات گرفت و در بازجوييهاي دومينيكيان از شهسواران معبد شركت جست. در سال 1309 ناظم فرقهٴ خودش در حوزهٴ فرانسه شد؛ در سال1314با چند تن ديگر مأموريت يافت فهرستي از خطاهاي دُوران سن پورسني فراهم كند (آن فهرست موجود است)؛ در سال 1318 در اجلاس عمومي ليون به رياست فرقه انتخاب شد. او را در اجلاسهاي بعدي در مقام رياست ميبينيم، مانند كائور، رم، فلورانس، ونيز و بارسلون. در اين آخري (1323) هر راهبي را كه به تحصيل كيمياگري مشغول شود يا حاضر نشود در عرض يك هفته كتابهاي كيمياگري خودش را بسوزاند، تكفير كرد. هنگام بازگشت از بارسلون بيمار شد، در ناربُن ناگزير توقف كرد و در 7 اوت 1323 در همانجا درگذشت. بزرگترين دلخوشي زندگياش تقديس قديس توما بود كه در 14 ژوئيهٴ همان سال در آوينيون انجام گرفت.
هروه رسالههاي متعددي در دفاع از فلسفهٴ توما بر ضد دُنْـس اسكوت و پيروان او و فيلسوفان مستقلي كه بر انتقاد از توما پرداخته بودند نوشت، كه از آن جمله بود سرشماس فلاندري هانري گنتي (سيزدهم ـ 2؛ متوفا 1293) و ژوفرواي فونتني (سيزدهم ـ 2؛ متوفا بعد از 1303) و احتمالاً بر ضد دوُران سن پورسني (متوفا 1334)، نامگراي متزلزل. اين نخستين